انگليسي)، ولي تنها ظاهر حوادث را از لحاظ شهسواري و ماجراجويي ميبيند. به ويژه به ادوارد سوم (شاه انگلستان 1327ـ1377)، و ژان لوكزامبورگي معروف به ژان كور، شاه بوهميا علاقهمند بود كه در جنگ كرِسي در سال 1346 در ميان فرانسويان درگذشت. براي كسب اطلاعات و ثبت بيطرفانهٴ آنها سعي زيادي كرده است؛ مثلاً در مورد قهرمان محبوبش ادوارد سوم، از ذكر داستانهاي بدنامياش خودداري نميكند. هدف تاريخي او عمق نداشت و تنها انتقال خاطرهٴ پهلوانيها به آيندگان بود، ولي صداقت و احتياطش مايهٴ افتخار اوست.
فرانسهنويسي او بهتر از فرواسار بود، ولي در نقل داستان به پايهٴ او نميرسيد. با اين حال، بهتر است بهخاطر داشته باشيم برخي از داستانهاي تحسينبرانگيز فرواسار از لوبل اقتباس شده (از جمله مرگ رابرت بروس، شاه و منجي اسكاتلند در سال 1329 و داستان شش شهروند قهرمان كاله در سال 1347).
بيشتر اطلاعات لوبل از روايات شفاهي است و او وقت و پول زيادي را صرف كسب اطلاعات شخصي از شاهدان عيني كرده و در برخي موارد خود شاهد رويدادها بوده است، از جمله در لشكركشي سال 1327 به اسكاتلند. او در توصيف اسكاتلند، نسبت به طبيعت احساساتي بروز ميدهد كه در عصر وي در غرب نادر بود. تاريخ او نهتنها مورد دستبرد فرواسار قرار گرفت، بلكه ژان دوتراموز هم آن را مورد استفاده قرار داد(متن آن را بار اول پولَن در سال1847، در ضمن تاريخ مفصل دوتراموز كشف كرد).
ژان دوتراموز1
وقايعنگار ليژي، داستان نويس (1338ـ1400).
او در دوم ژانويهٴ 1338 در ليژ زاده شد، در بيستوپنجم نوامبر سال 1400 از دنيارفت. در مورد زندگي او واقعاً هيچ نميدانيم، با اينكه ازدواج كرد، در زمرهٴ كشيشان بود، ولي در فرقهاي رهباني عضويت نداشت. سردفتر دربار ليژ بود.
ژان وقايعنامهٴ مفصلي به نثر نوشت، به نام آيينهٴ تاريخ كه تاريخ جهان را از طوفان نوح تا سدهٴ چهاردهم دربر دارد. بسياري مطالب آن داستان است و نه تاريخ و بخش عمدهٴ آن را موٴلف خود ساخته است. او از منابع زيادي استفاده و مطالب را بهصورت غيرقابل تشخيص نقل كرده است.
او تاريخ ليژ را هم به شعر نوشت كه مطالب آن هم تقريباً مشابه همان آيينهٴ تاريخ است (درواقع، احتمالاً اول
تاريخ ليژ نوشته شده است)، جز اينكه اين تاريخ به اسقفنشين و مملكت